اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

77

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

كرد كه يك دو ماهى در اين‌جا توقف كنيم . پس اگر كسى خواسته باشد به ما خانه كرايه بدهد ، وجه كرايه را پانزده روز به پانزده روز پيشكشى مىدهيم . بمحض شنيدن اين سخن چند نفرى از ميان آنها به ما تكليف خانه كردند . ما يكى از آنها كه در نهايت جهت شرقى قريه بود ، انتخاب كرديم . اين خانه مشتمل بود بر حياط بزرگى كه درختهاى تاك بر آن گسترده و مملو از انگورهاى بسيار ممتاز و چشمهء آب بود . آبى كه در جهت غربى حياط روان بود ، سبب اعتدال هوا و طراوت مكان شده بود . سه اطاق و يك مطبخ داشت . اسبها را در ميان ديوار همسايه و سايه جاى داديم . خوابگاه نوكرهاى ما را ، شبها در بيرون و زير آسمان ، بر حسب عادت مملكت مقرر كردند . دوم اوت بود كه ما بدين خانه فرود آمديم و هنوز برقرار نشده بوديم كه صاحب ده به ملاقات ما آمد و او يكى از نوكرهاى قديم جعفر قلى خان برادر آغا محمد شاه بود كه بعد از وفات آقاى خود ، اين ده را به وى به تيول داده و بسيارى از سگان شكارى كه براى شكار آغا محمد در حوالى تهران مقرر بود ، به وى سپرده بودند كه به نگهبانى آنها مشغول بود . اين سگان بزرگتر و قويتر از سگان مملكت ما بودند . اين صفات سبب اختصاص آنها شد بر اينكه به خوبى و چالاكى به عقب گوزن و گور [ خر ] و غزال دوان و روان شوند . ملاقات اين شخص براى اين بود كه از ما وجه كرايهء خانه را درخواست كند . گفتيم كه با صاحب خانه چنين قرار داده‌ايم كه غير از خودش به ديگرى تنخواه ندهيم . گفت در اين صورت نصف تنخواه حق من است . گفتيم در اين باب لازم است كه با صاحب منزل گفتگو نمايى ، نه با ما ، به احوال ما فرقى نمىكند . بعد از آن وجه مقرر را به صاحب خانه مىدهيم ، چه در كيسه تو رود و چه در كيسه حاوى بماند ، ما غير از او به ديگرى تنخواه نخواهيم داد . او نيز ديگر اصرارى در اين باب نكرد ، مدتى در پيش ما نشسته و به ما تكليف قبول هر خدمتى كه از دست وى برآيد ، كرد . ما نيز تكليف كرديم كه غالب ايام به ملاقات ما بيايد . همين شخص بود كه فيما بعد ما را از آنچه به‌كار ما مىخورد ، آگاه مىساخت ، و آنچه از حركات آغا محمد شاه در خراسان و حركت روسيه در داغستان مىشنيد ، به ما اطلاع مىداد . در تجريش مشغوليت ما اين بود كه هر روز پيش از آفتاب سوار شده ، حوالى ده را گشت و تفرّج مىكرديم و چون مراجعت مىكرديم ، غذا خورده ، گياه و نباتاتى كه چيده بوديم ، زير منگنه نهاده و آنچه از ايام گذشته در زير منگنه بود ، برمىداشتيم . تخمهايى كه تحصيل كرده بوديم ، ضبط كرده ، و پرندگانى كه داشتيم پرستارى كرده و جانوران و حشرات الارض كه به چنگ مىآورديم ، محتملا از آنچه كه به‌كار تاريخ طبيعى مىخورد ، حفظ و نگهدارى مىكرديم .